صفحه ها
دسته
وبلاگ

سایت

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 191934
تعداد نوشته ها : 171
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


یک استاد دانشگاه تهران تصریح کرد سیاست های غربی ها و جریانات منفعل داخلی در مخالفت با احمدی نژاد و حوادث اخیر یکی شد.
منوچهر محمدی در گفت وگو با فارس با اشاره به پیگیری سیاست تنش زدایی در دوران هاشمی رفسنجانی و با بیان اینکه غربی ها هاشمی را فردی پراگماتیسم (واقع گرا) و کسی که می توان با آن کنار آمد، می دانستند، گفت: منتها با توجه به فطرت و ماهیت استکبار که به هیچ وجه حاضر نیست با دشمن خویش سازش کند، غرب و استکبار احساس کردند باید فشار را بیشتر وارد کنند و به همین منظور تلاش کردند تحریم ها را افزایش دهند و این وضعیت تا آمدن آقای خاتمی ادامه داشت. احساس کردند انقلاب اسلامی به سراشیبی استحاله وارد شده و باید همچنان بر آن فشار وارد کرد تا با شتاب بیشتری سقوط انقلاب دنبال شود.
استاد دانشگاه تهران گفت: در دوره آقای خاتمی این تصور تقویت شد، زیرا آقای خاتمی سعی می کرد سیاست تفاهم باغرب و اینکه ما بچه خوبی هستیم را دنبال کند. در همان اوایل مصاحبه ای با سی ان ان انجام داد که از «آبراهام لینکلن» به عنوان شهید و از «پیوریتن های» راهزن به عنوان آزادمردان یاد کرد و اوج وادادگی در نامه ای بود که به صورت محرمانه در سال 2003 دولت آقای خاتمی برای آمریکا فرستاد که نهایت انفعال بود. منتها نتیجه این اقدامات این شد که غرب فشارهایش را افزایش داد.
وی در ادامه نتایج سیاست های خارجی دولت خاتمی گفت: در موضوع هسته ای، غرب حتی به ایران اجازه نداد 20 سانتریفیوژ داشته باشد و وضعیت بسته ای هم که ارائه کردند مشخص بود و علاوه بر آن ایران یکی از محورهای شرارت نامیده شد، زیرا احساس می کردند باید فشار را بیشتر کنند و همان بلایی که سر «یاسر عرفات» و سازمان آزادیبخش فلسطین آوردند، بر سر انقلاب و جمهوری اسلامی بیاورند. این سیستم در کشور جا افتاده و روند حرکت همین روندی است که ادامه می یابد، چون انقلاب های دیگر به همین صورت بود.
محمدی اضافه کرد: یک دفعه متوجه شدند از درون این حرکت در انتخابات دوره نهم، احمدی نژاد آمد. احمدی نژاد که شالوده های ساختار استکبار را نشانه رفته بود و نسبت به همه تحریم ها و فشار ها با بی اعتنایی برخورد می کرد و سیاست تهاجمی و طلبکارانه رادر مقابل غرب و استکبار اتخاذ کرد و این موضوع برای آنها خیلی تعجب آور بود.
استاد دانشگاه تهران گفت: در ابتدا سعی کردند با افزایش فشارها، تهدید نظامی و ... مانع از این حرکت شوند، ولی موفق نشدند و در نهایت سیاست بی اعتنایی به غرب باعث شد که در زمینه هسته ای به دانش هسته ای دست یابیم و وارد فضا نیز شویم.
وی با بیان اینکه در همین زمان غرب با دو معضل یعنی باتلاق هایی که در عراق و افغانستان برای خود خلق کرده بود مواجه شد، اظهار داشت: آنها برای محاصره انقلاب اسلامی و تشدید فشار آمده بودند، ولی در این دو باتلاق فرو رفتند و برای بیرون آمدن از این باتلاق ها به ایران نیاز پیدا کردند و دیدند بدون کمک ایران از این دو باتلاق نمی توانند بیرون بیایند و در این شرایط احساس کردند که باید با ایران بر سر میز مذاکره بنشینند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: اوباما به خاطر شکست هایی که آمریکا در عراق و افغانستان متحمل شد و تنفری که ایجاد شده بود با سیاست تغییر آمد و اعلام کرد که آماده است با ایران بدون هیچ شرطی بر سر میز مذاکره بنشیند. در واقع می رفت که نظام استکباری واقعیت انقلاب اسلامی و قدرت جمهوری اسلامی را پذیرا باشد و به عنوان یک واقعیت و قدرت بر سر میز مذاکره نشسته و مسائلشان را مطرح کنند، منتها این مصادف شد با چهار انتخابات که هر چهار انتخابات (لبنان، ایران، عراق و افغانستان) در میزان قدرت ایران بر سر میز مذاکره اثرگذار بود.
وی ادامه داد: غرب در لبنان به طور جدی وارد شد تا جلوی پیروزی 8 مارس را بگیرد و صدها میلیارد دلار هزینه کرد. «بایدن» معاون رئیس جمهور آمریکا چند روز قبل از انتخابات به لبنان سفر و اعلام کرد اگر گروهی مطابق میل ما نباشد، همه کمک ها را قطع خواهیم کرد و در نهایت نیز موفق شدند از پیروزی جناح 8 مارس جلوگیری کنند.
محمدی افزود: درباره انتخابات ایران نیز به این جمع بندی رسیدند که احمدی نژاد با سیاست ها و برنامه هایی که اجرا کرده، شریک خوبی برای مذاکره نیست و طلبکارانه بر سر میز مذاکره می نشیند و سطح توقعات را خیلی بالا خواهد برد. به همین خاطر «نه احمدی نژاد» جزو سیاست های غرب شد. در اینجاست که حلقه اتصال داخل و خارج شکل می گیرد؛ یعنی توافق بر سر یک مسئله؛ اینکه احمدی نژاد نباید بشود.
وی یادآور شد: غربی ها تجربیاتی نیز داشتند که همان تجربیات انقلاب های رنگین بود که در اوکراین و گرجستان جواب داده بود و لذا این تجربه را به ایران منتقل کردند و برای این حرکت در داخل و برای کسانی که «نه احمدی نژاد» می گویند، نیز رنگی انتخاب شد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در تمام تحولات 30 ساله اخیر هیچ جناحی و گروهی «رنگ» را به عنوان سمبل حرکت خود انتخاب نکرده بود، یادآور شد: برای اولین بار بود که «رنگ» برای این کار انتخاب شد.
محمدی افزود: از دیگر سو همه امکانات خود را بسیج کردند تا احمدی نژاد انتخاب نشود، اما براساس نظرسنجی ها، انتخاب احمدی نژاد قطعی بود. زیرا احمدی نژاد در طول این چهار سال با طبقه اکثریت جامعه و به قول امام(ره) «کوخ نشینان» که جزو محرومین و مستضعفین بودند و خودشان انقلاب کردند، ارتباط برقرار کرد و با مسافرت های خستگی ناپذیری که به شهرها و روستاها انجام داد، این افراد فهمیدند احمدی نژاد می تواند نماینده و سمبل آنها باشد.
به گفته این کارشناس مسائل سیاسی آنها بر روی آرای خاموش تکیه کرده بودند و فکر می کردند اگر آرای خاموش به صحنه بیاید احتمال برد و یا به دور دوم کشیده شدن انتخابات وجود دارد و زمینه برای جر زدن هم هست.
محمدی با اشاره به انتخابات گرجستان، اظهار داشت: در انتخابات گرجستان اختلاف 4 درصدی بین شواردنادزه و ساکاشویلی وجود داشت اما در انتخابات دهم با توجه به استقبال عظیم مردم، بیشتر آرا به سمت احمدی نژاد رفت و این موضوع برای غرب عجیب و غیرقابل پیش بینی بود.
وی ادامه داد: قبل از اعلام نتایج، براساس اجرای آن سناریو، موسوی اعلام کرد که پیروز شده و گفت اگر غیر از این اتفاق بیفتد تقلب صورت گرفته است. بعد که نتیجه چیز دیگری شد به انتخابات و جا به جایی آرا اعتراض نکرد، بلکه چشم بسته خواستار ابطال انتخابات شد. پس از آن گفت که ابطال انتخابات کف تقاضاهاست و در مصاحبه با روزنامه تایم عنوان کرد که این حرکت، حرکتی نیست که صرفاً محدود به انتخابات باشد، بلکه در جهت تغییر ساختار است. این با آن تئوری که در دوران اصلاحات مطرح می شد یعنی فشار از پایین، چانه زنی در بالا، دقیقاً تطبیق می کند و شاهدیم که همه برای انجام راهپیمایی بسیج شده و گروه های اغتشاشگری که از قبل آماده شده بودند، وارد صحنه می شوند برای اینکه بتوانند انقلاب رنگین را به نتیجه برسانند.
به گفته این استاد دانشگاه موضوع ابطال انتخابات بهانه ای می شود برای تحقق تغییر ساختار.
محمدی یادآور شد: اما آنها از دو چیز در ایران غافل بودند یکی وجود رهبری و ولایت فقیه که استوار و محکم در مقابل این حرکت می ایستد و دوم حمایت همه جانبه ای که توده های مردم هر زمان احساس کردند چنین بحرانی وجود دارد، وارد صحنه شدند و لذا این بحران به اتمام می رسد.

منوچهر محمدی: سیاست غربی ها و جریانات منفعل داخلی در مخالفت با احمدی نژاد یکی شد

 

دسته ها :
دوشنبه هشتم 4 1388
X