صفحه ها
دسته
وبلاگ

سایت

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 193119
تعداد نوشته ها : 171
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
اصلاحات" خون می خواهد!
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-علی عبدالهی:موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای است که خواب بازگشت تجدید نظر طلبان و ساختار شکنان را طی یک انتخابات سالم و شفاف بی‌تعبیر نموده است و از این منظر چاره‌ای جز روی آوردن به طراحی و اجرای پروژه‌های خائنانه و مزورانه‌ای چون «اصلاحات خون می‌خواهد» نیست.
انتخاب استراتژی «اپوزیسیون مدنی» به جای پروژه‌هایی همچون بازدارندگی فعال (استفاده از تمام ظرفیت‌های قانونی) و آرامش فعال (حکومتی بودن اصلاحات) از راهبردهای افراطیون جبهه دوم خرداد پس از شکست آنان در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بود.
سخنان سعید حجاریان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران با طرح موضوع «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات» به نوعی تدوین و ارائه استراتژی جدید جبهه از هم فروپاشیده دوم خرداد بود. این عبارت پارادوکسیکال، برگردانی از شعار «انقلاب مرد، زنده باد انقلاب» تروتسکی و گفته معروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان «شاه مرد، زنده باد شاه» بود که حجاریان به صورت استعاره‌ای می‌خواست نتیجه بگیرد، راهکارهای سابق جبهه اصلاحات با شکست مواجه شده و برای حفظ بقاء و تداوم حیات حزبی، چاره‌ای جز اتخاذ استراتژی دیگری نخواهد بود.
تغییر میدان مبارزه و ورود لایه‌های مدنی جهت پشتوانه سازی، آخرین راهبردی بود که توسط بازیگردانان این جبهه همچون حجاریان، بشیریه، علوی‌تبار، جلایی پور و تاج‌زاده مطرح گردید.
سه روز پس از روشن شدن نتایج انتخابات مجلس هفتم، سعیدحجاریان در گفتگو با خبرگزاری ایلنا، در تبیین خط مشی جدید این جبهه گفت: «در پروژه جدید، محوریت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدنی انتقال خواهد یافت»
این سخنان بدان معنا بود که در سال‌های گذشته اعضای ارشد این جبهه با حضور در قدرت و در راستای هدف «فتح سنگر به سنگر» از ارتباط با حامیان، سمپات‌های حزبی، دانشجویان، معلمان و کارمندان و کارگران در برهه‌های حساسی چون رد لایحه مطبوعات و تحصن نمایندگان مجلس ششم، نتوانسته‌اند در بسیج توده‌ها علیه نظام به موفقیتی دست یابند. به همین جهت م - ت، از اعضای افراطی این جبهه، در نشستی حزبی اعلام می‌کند: «سال 83، سال تشکیل و پایه‌ریزی جنبش‌های اجتماعی و سال 84، سال به راه انداختن تظاهرات و آشوب‌های اجتماعی است.»
و علیرضا علوی‌تبار با جسارت هر چه تمام اظهار می‌دارد: «برای تحقق مطالباتمان باید خون بدهیم، باید برای مقابله با دیکتاتوری، سه میلیون نفر را سازماندهی کنیم.تاکنون اشتباه کردیم که چنین سازماندهی را انجام نداده‌ایم، اما هنوز هم دیر نشده است.»
به همین منظور ماهنامه «آفتاب» که در نقش تئوری پرداز و ارگان نظری جبهه مشارکت و طیفی از نیروهای ملی - مذهبی ظاهر شده در همان دوران با درج مطلبی تحت عنوان «اپوزیسیون مدنی، جنبش اصلاح‌طلبانه ملت ایران» راهکارهایی را جهت برپایی حرکت‌های پوپولیستی و استمداد از ظرفیت اپوزیسیون مدنی در قالب گردهمایی، تحصن، تظاهرات، اعتصاب و سایر اشکال مقاومت و نافرمانی مدنی، جهت نیل به اهداف و خواسته‌های فزون طلبانه حزبی خود ارائه می‌کند و از ضرورت شکل‌گیری کمیته‌های حزبی در محلات و جذب مردم به ویژه جوانان در این کمیته‌ها سخن می‌گوید. همچنین در تکمیل این خط مشی جدید، حجاریان در مصاحبه با روزنامه شرق می‌گوید: «نیروهایمان را به مجلس و دولت بردیم و کسی برای سازماندهی مردم باقی نماند. ما در هوا مشغول کارزار بودیم در حالی که رقیب در جبهه زمینی مشغول پیشروی بود. اگر یک میلیون نفر جلوی بیمارستان سینا (پس از ترور حجاریان) و 3.5 میلیون نفر روبروی مجلس در زمان تحصن نمایندگان مجلس ششم جمع می‌شوند، دیگر کاری از دست نیروی رقیب بر نمی‌آمد.»

*سربازگیری از دانشگاهها
تجربه انقلاب‌های مخملین نشان می‌دهد سرمایه گذاری بر روی جوانان به ویژه جنبش‌های دانشجویی، یکی از مهمترین مولفه‌های پیش برنده طرح‌هایی چون براندازی نرم است. اولین تجربه انقلاب رنگی در دوران پس از جنگ سرد، در یک دوره زمانی 6 هفته‌ای یعنی از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکی به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان علوم سیاسی به کودتای فرامدرن (post-modern coup) شناخته می‌شود، در صربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویی اتپور ( به معنای مقاومت) تکمیل گردید و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجویی کمارا ( به معنای "بس است ") تدارک دیده شد. در اکراین نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آموزش دیده، حرکتی به نام پورا (به معنای لحظه موعود فرا رسیده) را در سال 2004 طراحی و به مرحله اجرا گذاشتند که با عناوینی همچون انقلاب نارنجی، سرخ و شاه بلوطی ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله‌ای 2005 قرقیزستان که دانشجویان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه یافت.
در دوره حاکمیت تجدید نظرطلبان این پروژه در جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خود فروخته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاههای کشور نمایند. در پروژه‌ای که حلقه کیان طراحی نموده بود، ماموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالت خواهی، استکبار ستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در شبه کودتای 18 تیر سال 1378 خود را به خوبی نشان داد و عناصر فریب خورده‌ای چون علی افشاری، رضا دلبری، اکبر عطری، عبدالله مومنی، فاطمه حقیقت جو، علی اکبر موسوی خوئینی، سعید رضوی فقیه و... به عنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.
با شکست شبه کودتای 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که برای پیشبرد اهدافشان در جمهوری اسلامی ایران، نمی‌توانند برسرمایه گذاری روی قشری خاص حساب ویژه باز کنند بنابراین لایه‌های دیگری از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم باید با میدان بیایند تا زمینه‌های انقلاب مخملین به صورت فراگیر و گسترده در کشور فراهم گردد.
اعترافات‌هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش نشان داد که روزنامه نگاران یکی از مهمترین گروههای هدف در پروژه براندازی نرم هستند.
داستان پدیدارشدن روزنامه‌های زنجیره‌ای که رهبر معظم انقلاب در تعبیری ژرف و رسا از آنان به عنوان "پایگاههای دشمن " نام بردند و همچنین روزنامه نگاران خود فروخته و اجیر شده‌ای که بخش زیادی از آنان هم اکنون در کشورهای غربی بسر می‌برند، در تدوام جنگ نرم کلید خورده بود و هم اکنون نیز این پروژه با عناوین مختلف دنبال می‌شود.
در سال گذشته و جاری، شاهد سفرهای متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه‌های مختلف کشور به کشورهایی چون هلند، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، هند، ژاپن و... بوده ایم. در این سفرها، عناصری چون خاویرسولانا، الیزابت چنی و فرح کریمی، میزبان روزنامه نگاران ایرانی بوده اند و طی آن کلاس‌های آموزشی با تدریس کتاب‌هایی چون "از شورشیان آرمانخواه تا مبارزان بی آرمان " تالیف جین شارپ که ازسال 1993 در تیراژی وسیع در کشورهای اروپای شرقی و جمهوری‌های استقلال یافته شوروی چاپ و توزیع شده، همراه بوده است. بخشی از کارشناسایی و دعوت از روزنامه نگاران ایرانی، به عهده فاطمه حقیقت جو گذارده شده که هم اکنون در آمریکا مستقر است. وی در سفر گروهی از روزنامه نگاران به ایتالیا، میزبان آنان بوده است.
تصویب بودجه 15 میلیون یورویی دولت هلند تحت عنوان "پلورالیزم رسانه‌ای در ایران " که برمبنای آن موسسه هلندی "هیفوس " وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه نگاران، رسانه‌های مکتوب و دیجیتالی را برعهده می‌گیرد، بخشی دیگر از پروژه سرمایه گذاری غرب بر اصحاب رسانه را هویدا می‌سازد.
براساس گزارش رسمی موسسه هیفوس، این موسسه در سال گذشته کمک‌های مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت‌های اینترنتی همچون "راهی " متعلق به شادی صدر از روزنامه نگاران فمنیست، "کارورزی سازمان‌های جامعه مدنی " متعلق به محبوبه عباسقلی زاده که در نشریات فمنیستی قلم می‌زند، "کنشگران داوطلب " متعلق به سهراب رزاقی، "ایران گویا " به مدیر عاملی حسین باستانی عضو ارشد حزب مشارکت ایران، "مرکز فرهنگی زنان "، "کانون زنان ایران " و روزنامه اینترنتی "روز آنلاین " اعطا کرده است. در کنار موسسه هیفوس، موسسات واسطی همچون "بنیاد دخترک "، "فریدوم‌هاوس " و "پرس تاو " نیزکار تدارک مالی، فنی و امنیتی روزنامه نگاران تجدید نظر طلب را برعهده داشته‌اند.
برخی از اسناد منتشره نشان می‌دهد که کنگره آمریکا، وزارت خارجه این کشور، بنیاد صهیونیستی سوروس، بنیاد به اصطلاح غیر انتفاعی خانه آزادی و شورای روابط خارجی ایالات متحده از سرمایه گذاران و پشتیبانان مالی حمایت از روزنامه نگاران ایرانی هستند.

* زمستان داغ
با آغاز سال تحصیلی 88 - 87 دانشگاه‌ها، دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: «با توجه به شکست دوره اصلاحات و در بن بست قرار گرفتن روشنفکران و منتقدان سیاسی، این تشکل دانشجویی تصمیم گرفته است راهبرد و تاکتیک فعالیت خود را از فاز سیاسی به فاز اجتماعی تغییر دهد.»
در بیانیه این دفتر همچنین روی چند محور تاکید شده بود:
- ما شکت سیاست «اصلاحات انتخابات محور» را اعلام می‌کنیم.
- راه حل خروج از دوران انفعال کنونی، تقویت جامعه مدنی و ارتباط گیری با بخش‌های اجتماعی است. دفتر تحکیم باید پل دانشگاه با اجتماع باشد.
- دوران انسداد کنونی را باید تبدیل به دوره تجهیز و آمادگی نمائیم. از این روی دفتر تحکیم وحدت از فعالیت سیاسی خارج و وارد عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی خواهد شد. این دفتر طرح ارتباط‌گیری موثر با تشکل‌هایی چون جنبش زنان، کارگران، معلمان، مجامع علمی و اقوام و طوایف را در دستور کار خود قرار داده است.
-تجربه 10 ساله دفتر تحکیم تاکید دارد راه حل غلبه بر اقتدارگرایی، دوری از قدرت، نقادی قدرت، دیده‌بانی جامعه مدنی و در نهایت ورود به جامعه مدنی و عرصه‌های عمومی است.
از سوی دیگر در اوایل شهریور ماه سال 87 یعنی زمانی که اعضای جدیدی شورای مرکزی دفتر تحکیم (طیف مدرن) توانستند در انتخابات داخلی به پیروزی دست یابند، شاهد اتخاذ چنین مواضع ساختار شکنانه‌ای از سوی آنان بودیم. این تشکل با شعار عبور از نظام اسلامی، وعده «زمستانی داغ» را به مردم و مسئولان کشور داده و تاکید کرد از همه ظرفیت‌های اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود سود خواهد برد.
ناگفته پیداست طیف مدرن دفتر تحکیم که توانسته بود بر طیف سنتی و دموکراسی خواه پیروز شود، ارتباط بسیار نزدیکی با سازمان مجاهدین، حزب مشارکت، نیروهای ملی - مذهبی، نهضت آزادی، سلطنت طلبان، تشکل‌های پان ترکیسم، پان عربیسیم و حتی جریان‌های چپ همچون حزب کمونیست کارگری، حکمتسیت‌ها، پژاک و فدائیان خلق داشت و وعده زمستان داغ آنها نشان می‌داد که باز هم قرار است از دانشگاه و دانشجو به عنوان موتور محرکی برای خروج از بی‌‌حسی اجتماعی استفاده شود. در پروژه جدید باید بار دیگر دانشجویان به عنوان مین‌روب و نردبان‌های رسیدن به قدرت و ثروت، مورد سوء استفاده قرار گیرند. آنان هنوز در سودای شبیه‌سازی 18 تیری دیگر هستند و برای عملیاتی کردن پروژه‌های خود، نه تنها هیچ ابایی از هزینه کردن اعتبار دانشجویان یک دانشکده و دانشگاه ندارند بلکه آن را امری بایسته و ضروری می‌دانند.
دیدارهای سال گذشته پیاده نظام‌های طیف مدرن که در پروژه جدید باید نقش‌ دستمال‌های یک بار مصرف را بازی کنند و محتوای مذاکرات آنان با عناصر افراطی و تجدید نظر طلب همچون احمد زیدآبادی، هدی صابر، تقی رحمانی، رضا علیجانی، محمد توسلی، ابراهیم یزدی، عبدالله نوری، سعید حجاریان و مصطفی تاج‌زاده نشان داد که ادعای تغییر فاز فعالیت‌های دفتر تحکیم از سیاسی به اجتماعی یک ادعای سخیف و ابلهانه است. بیانیه دفتر تحکیم، دعوت به یک شورش و ساختار شکنی آشکار بود که طومار مدعیان آن سریع‌تر از آنچه که تصور می‌کنند توسط نیروهای نظام در هم پیچیده خواهد شد.

*اصلاحات خون می‌خواهد، جانبازی کافی نیست
به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای است که خواب بازگشت تجدید نظر طلبان و ساختار شکنان را طی یک انتخابات سالم و شفاف بی‌تعبیر نموده است و از این منظر چاره‌ای جز روی آوردن به طراحی و اجرای پروژه‌های خائنانه و مزورانه‌ای چون «اصلاحات خون می‌خواهد» نیست.
ورود پیشدستانه سید محمد خاتمی به صحنه انتخابات دهم ریاست جمهوری، با شعار «یا من موسوی» نتوانست خللی در عزم میرحسین موسوی برای ورود به صحنه انتخابات به وجود آورد. درهمان ایام برخی سیگنال‌های امنیتی حکایت از طراحی توطئه‌ای جهت حذف رقیب خاتمی از صحنه رقابت‌های انتخاباتی داشت که با ورود زود هنگام نیروهای امنیتی و حفاظتی، این توطئه نقش بر آب شد.
پس از کنار کشیدن خاتمی از صحنه رقابت، تجدید نظر طلبان چاره‌ای جز حمایت از میرحسین موسوی نداشتند. آنان کروبی را نه کاندیدایی دارای مقبولیت می‌دانستند و نه رییس‌جمهوری که بتواند اهداف آنان را دنبال کند. اما موسوی لااقل یک مزیت نسبت به کروبی داشت و آن در میزان رای او بود.
ورود میرحسین به صحنه رقابت انتخاباتی و با گفتمانی در چارچوب نظام اسلامی و بروز برخوردهایی قهر‌آلود با طیف ساختارشکن، آنان را به این تکاپو واداشت که چاره‌ای دیگر بیندیشند. میرحسین نه پایگاه اجتماعی لازم را برای پیروزی در انتخابات دارد و نه در فرض پیروزی می‌تواند اهداف ساختارشکنانه و عبور از نظام اسلامی را برای آنان محقق سازد. میرحسین 69 ساله آن قدر سرد و گرم روزگار را چشیده که خود را در معرض طرح‌های نابخردانه و کوته فکرانه مشتی جاه طلب قرار ندهد.
بنابراین برای رسیدن به اهداف شوم خود، باید به پروژه‌ای ضد امنیتی و ملی پناه ببرند که در راستای اجرای آن اگر لازم باشد باید کثیف‌ترین تزویرها را هم به کار بست تا شاید در میدان خونخواهی او، خواب انقلاب‌های رنگین را تدارک دید.
در خواب‌های بی‌تعبیر شکست خوردگان انتخابات دهم، باید پیش از آنکه سنگ محک انتخابات، میزان مقبولیت و مشروعیت مردمی آنان را نشان دهد، باید فضای عمومی کشور را به سمت ناآرامی و نافرمانی پیش برد تا شاید قبل از انتخابات بتوانند چاره‌ای بی‌اندیشند.
کشف و خنثی سازی عملیات "آشوبهای شهری" ، را باید کشف و خنثی سازی پروژه مزورانه «اصلاحات خون می‌خواهد، جانبازی کافی نیست» برشمرد، پروژه‌ای که با عنایات خداوند متعال و جانفشانی پاسداران امنیت کشور خطری بزرگ را از کیان نظام اسلامی دور ساخت.

دسته ها :
چهارشنبه دهم 4 1388
X